تبلیغات
خاطرات عاشقانه من+احوال روزهای تنهایی ام - اشعار زیبای هوشنگ ابتهاج

اشعار زیبای هوشنگ ابتهاج

شعر بسیار زیبای در کوچه ساز شب از استاد هوشنگ ابتهاج***

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند

به دشت پُر ملالِ ما پرنده پَر نمی زند


یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند

کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند


نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار

دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند


گذرگهی ست پُر ستم که اندر او به غیرِ غم

یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند


دلِ خرابِ من دگر خراب تر نمی شود

که خنجرِ غمت ازین خراب تر نمی زند!


چه چشمِ پاسخ است ازین دریچه های بسته ات؟

برو که هیچ کس ندا به گوشِ کر نمی زند!


نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست

اگر نه بر درختِ تر کسی تبر نمی زن

******

شعر توتیا از استاد هوشنگ ابتهاج

مهی که مزد وفای مرا جفا دانست

دلم هر آنچه جفا دید ازو وفا دانست


روان شو از دل خونینم ای سرشک نهان 

چرا که آن گل خندان چنین روا دانست


صفای خاطر آیینه دار ما را باش

که هر چه دید غبار غمش صفا دانست


گرم وصال نبخشند خوشدلم به خیال

که دل به درد تو خو کرد و این دوا دانست


تو غنچه بودی و بلبل خموش غیرت عشق 

به حیرتم که صبا قصه از کجا دانست


ز چشم سایه خدا را قدم دریغ مدار

که خاک راه تو را عین توتیا دانست

*******

شعر دیر از ه الف سایه

صد ره به رخ تو در گشودم من

بر تو دل خویش را نمودم من


جان مایه ی آن امید لرزان را

چندان که تو کاستی، فزودم من


می سوختم و مرا نمی دیدی

امروز نگاه کن که دودم من


تا من بودم نیامدی، افسوس!

وانگه که تو آمدی، نبودم من

*******

شعر شرم و شوق از استاد هوشنگ ابتهاج

دل می ستاند از من و جان می دهد به من

آرام جان و کام جهان می دهد به من


دیدار تو طلیعه ی صبح سعادت است

تا کی ز مهر طالع آن می دهد به من


دلداده ی غریبم و گمنام این دیار

زان یار دلنشین که نشان می دهد به من


جانا مراد بخت و جوانی وصال توست

کو جاودانه بخت جوان می دهد به من


می آمدم که حال دل زار گویمت

اما مگر سرشک امان می دهد به من


چشمت به شرم و ناز ببندد لب نیاز

شوقت اگر هزار زبان می دهد به من


آری سخن به شیوه ی چشم تو خوش ترست

مستی ببین که سحر بیان می دهد به من


افسرده بود سایه دلم بی هوای عشق

این بوی زلف کیست که جان می دهد به من

*****






موضوع: عاشقانه های هوشنگ ابتهاج،
ادامه مطلب
[ شنبه 17 مرداد 1394 ] [ 07:55 ب.ظ ] [ رضا ]